محمد بن محمود دهدار شيرازى

68

رسائل دهدار ( فارسى )

نفس مىتوان يافت كه ما لا يدرك كلّه لا يترك كلّه . دست و پايى بزن زيان نكنى . و حضرت پير هرات خواجه عبد اللّه انصارى - قدّس سره - فرموده كه : « اگر سخن اين طايفه را بشنوى و درنيابى ، به تقليد سرى بجنبان تا از سرجنبانان ايشان باشى . » و شيخ جنيد - قدس سره - فرموده كه « هر كس كه به سخن اين طايفه ايمان داشته باشد ، او را از من سلام برسانيد . » پس به هر حال نسبت جستن به اين طائفه و به قدر وسع تتبع اقوال و افعال ايشان كردن ، نعمتى است عظيم . حق - جلّ و علا - همگنان را از اين نعمت حظّى وافر نصيب كناد . و چون سير « 1 » سالك فىالجمله در اين نيّرين معلوم شد با تطابق نسختين ، پس اولى نمود كه تذييلى شود به ذكر تطابق حال نيّرين [ 1 ] با سير سالك ؛ و باللّه التوفيق . بدان - وفّقك اللّه تعالى لدرك المطالب - كه عقل ادراك ظهور مراتب وجود جز به طريق دور كه عبارت است از قوسين نزول و صعود نمىتواند ، نمود . و چون مكلف است به معرفت ، پس حق - جل و علا - نسخهء سير و دور نفس عارف در آفاق ظاهر ساخته و اين نسخه عبارت است از نيّرين كه شمس و قمر باشند . و شمس مثال حقيقة الحقائق است كه فى الحقيقة حقيقت كليهء انسانى است ، و قمر مثال طلب سالك و دايرهء فلك مثال دايرهء وجود و محاق ، مثال استهلاك نفس سالك در اشعهء « 2 » ظهور نور حقيقة الحقائق ، و خروج از تحت الشعاع مثال از عدم به وجود علمى آمدن ، و مرتبهء هلالى اوّل ظهور در عالم فعل كه مرتبهء روح كلى است و دورى قمر از شمس هر درجه مثال هر مرتبه به اعتبارى و واسطه به هم رسيدن و تنزّل كردن از آن مرتبهء قرب . و چون نصف دايره - كه قوس نزولى است - تمام شد ، بدر مثال كمال نشئه انسانى است كه تمام نور آفتاب در آن ظهور دارد ؛ چنانچه جميع صفات حقيقة الحقائق در نشئهء انسان كامل ظهور دارد و باز از مرتبهء بدويت « 3 » سير كردن و قوس صعود را طى نمودن و هر درجه در پاره‌اى از نور قمر ناقص شدن تا تحت الشعاع ، مثال سير سالك است كه بعد از شروع تولد ثانى كه سلوك طريق

--> ( 1 ) . مج : و چون پيش سالك . ( 2 ) . مج : اظهار ظهور . ( 3 ) . مج : بدريت .